اعلاميه جهانی حقوق زبانی

ترجمه: علی دده بيگلو

مقدمه

با در نظر گرفتن "اعلاميه جهانی حقوق بشر" مورخ ١٩٤٨ که در مقدمه‌اش اعتقاد خود را به "برابری حقوق پايه ای بشر کرامت و ارزش افراد انسانی و حقوق برابر مرد و زن" بيان مينمايد؛ و نيز در ماده دوم خود که اعلام ميکند "همه افراد بدون در نظر گرفتن "نژاد رنگ جنسيت زبان دين باورهای سياسی و يا ديگر باورها منشاء ملی و يا اجتماعی مالکيت محل تولد و يا خصوصيات ديگر" دارای همه حقوق و آزاديها ميباشند"؛

با در نظر گرفتن "عهدنامه بين‌المللی حقوق سياسی و مدنی" ١٦ دسامبر ١٩٦٦ (ماده ٢٧) و "عهدنامه بين‌المللی حقوق فرهنگی اجتماعی و اقتصادی" به همان تاريخ که در مقدمه های خود بيان مينمايند آحاد نوع بشر نميتوانند آزاد شمرده شوند مگر آنکه شرايطی فراهم گردد که آنها را قادر به اعمال و بهره برداری از هر دوی حقوق مدنی و سياسی و حقوق فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود نمايد؛

با در نظر گرفتن "قطعنامه ١٣٥-٤٧" ١٨ دسامبر ١٩٩٢مجمع عمومی سازمان ملل متحد که "بيانيه در حقوق افراد متعلق به اقليتهای ملی ائتنيکی دينی و زبانی" را تصويب نمود؛

با در نظر گرفتن اعلاميه ها و توافقنامه های (کنوانسيونهای) مجمع اروپا مانند "کنوانسيون اروپائی برای حفظ حقوق بشر و آزاديهای اساسی" به تاريخ ٤ نوامبر ١٩٥٠ (ماده ١٤)؛

 "کنوانسيون شورای وزيران مجمع اروپا" به تاريخ ٢٩ ژوئن ١٩٩٢ که "مقاوله نامه (چارتر) اروپائی برای زبانهای منطقه ای و يا اقليتی" را تصويب نمود؛ "اعلاميه در باره اقليتهای ملی" تهيه شده توسط نشست سران مجمع اروپا در تاريخ ٩ اکتبر ١٩٩٣ ؛ و "کنوانسيون چهارچوب برای محافظت از اقليتهای ملی" نوامبر ١٩٩٤ ؛

با در نظر گرفتن "بيانيه انجمن بين‌المللی قلم در سانتياگو د کومپوستلا" و "بيانيه ١٥ دسامبر ١٩٩٣ کميته حقوق زبانی و ترجمه ای انجمن جهانی قلم در رابطه با پيشنهادی برای برگزاری کنفرانسی جهانی در موضوع حقوق زبانی"؛

با در نظر گرفتن اين امر که در شهر رسيف برزيل "اعلاميه ٩ اکتبر ١٩٨٧ دوازدهمين سمينار انجمن بين‌المللی برای توسعه تفاهم و ارتباط بين فرهنگها" به سازمان ملل متحد توصيه نمود که گامهای لازم را برای تصويب و اجرای اعلاميه جهانی حقوق زبانی بردارد؛

با در نظر گرفتن "کنوانسيون ١٦٩ سازمان جهانی کار" مورخه ٢٦ ژوئن ١٩٨٩ در باره مردمان بومی و طايفه ای در کشورهای مستقل؛

با توجه به "اعلاميه جهانی حقوق جمعی خلق‌ها" بارسلونا مه ١٩٩٠ که اعلام نمود همه خلقها در درون چهارچوبهای سياسی متفاوت از حق افاده و توسعه فرهنگ زبان و قواعد سازمانيابی خويش و در نهايت از حق پذيرش و دارا بودن نهادهای حکومتی ارتباطاتی تحصيلی و سياسی خود برخوردار ميباشند؛

با در نظر گرفتن "بيانيه نهائی پذيرفته شده در همايش عمومی فدراسيون جهانی معلمان زبان مدرن" در شهر پچ (مجارستان) به تاريخ ١٦ آگوست ١٩٩١ که به شناخته شدن رسمی حقوق زبانی به عنوان حقوق پايه ای انسانی توصيه نموده بود؛

با در نظر گرفتن "گزارش کميسيون شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل متحد ٢٠ آوريل ١٩٩٤ " در ارتباط با طرح "اعلاميه در حقوق خلقهای بومی" که به حقوق فردی در پرتو حقوق جمعی نظر ميکند؛

با در نظر گرفتن طرح "بيانيه کميسيون حقوق بشر بين آمريکائی در باره مردمان بومی" مصوب نشست ١٢٧٨ به تاريخ ١٨ سپتامبر ١٩٩٥؛

با در نظر گرفتن اينکه اکثريت زبانهای در خطر نابودی متعلق به گروههای مردمانی ميباشند که از حق حاکميت ملی خود برخوردار نيستند و اينکه عوامل اصلی که از توسعه اين زبانها ممانعت کرده و به روند جايگزينی زبانی ديگر به جای آنها شتاب ميبخشند عبارتند از نبود حکومتهای خودگردان آنها و سياست دولتها که ساختارهای سياسی و اداری و زبان خود بر آنها را تحميل مينمايند؛

با در نظر گرفتن اينکه حمله نظامی مستعمره نمودن اشغال و ديگر نمونه های به انقياد در آوردن اجتماعی اقتصادی و سياسی اغلب اوقات شامل تحميل مستقيم زبانی خارجی بوده و يا حداقل تصورات موجود در باره ارزش و منزلت زبانها را خدشه دار نموده و موجب ايجاد آنچنان رفتارهای زبانی سلسله ای ميگردند که وفاداری زبانی متکلمين به آنها را از بين ميبرند؛

و با در نظر گرفتن اينکه زبانهای برخی از خلقهائی که حاکميت ملی خود را بتازگی بدست آورده اند متعاقبا و در نتيجه سياستی که زبان قبلی قدرتهای استعماری و يا امپرياليستی را مقدم ميشمارد در روند جانشينی زبانی در ميغلطند؛

با در نظر گرفتن اينکه جهانی شدن ميبايست بر اساس تلقيای از تنوع زبانی و فرهنگی غالب آمده بر روندهای يکسانسازی و تجريد حذفی زبانها و فرهنگها بنياد گذارده شود؛

با در نظر گرفتن اين نکته که به منظور تامين نمودن همزيستی صلح آميز بين جمعيتهای زبانی ميبايست اصولی عمومی يافت شوند که تشويق و ارتقاء موقعيت و احترام به همه زبانها و کاربرد اجتماعی آنها در محيطهای عمومی و خصوصی را تضمين نمايند ؛

با در نظر گرفتن اينکه عوامل گوناگون با ماهيتهای غيرزبانی (عاملهای تاريخی سياسی سرزمينی جمعيت شناسی اقتصادی اجتماعی-فرهنگی و اجتماعی-زبانی و عوامل ديگر مربوط به رفتارهای جمعی) مسائلی را ايجاد ميکنند که منجر به نابودی به حاشيه رانده شدن و يا انحطاط زبانهای بيشمار ميگردند و نيز برای اينکه بتوان راه حل های مناسبی برای هر مورد خاصی اعمال نمود حقوق زبانی ميبايست به طوری همه جانبه بررسی گردند؛

با اعتقاد به اينکه "اعلاميه جهانی حقوق زبانی" به منظور تصحيح عدم توازنهای زبانی در پرتو تضمين احترام و توسعه کامل همه زبانها و پايه گذاری اصولی برای صلح و برابری عادلانه زبانی در سراسر جهان به عنوان عاملی کليدی در حفظ روابط اجتماعی موزون مورد نياز ميباشد؛

بدينوسيله اعلام ميدارند که آغاز موقعيت هر زبان در پرتو ملاحظاتی که در زير آمده اند محصول تقارب و اندرکنش دامنه وسيعی از عوامل با ماهيتهای سياسی و قانونی ايدئولوژيک و تاريخی جمعيتشناختی و قلمرو-سرزمينی اقتصادی و اجتماعی فرهنگی زبانشناختی و زبانی-اجتماعی بين زبانی و ذهنی استּ

در حال حاضر اين فاکتورها بدينگونه تعريف ميشوند:


- تمايل ديرينه يکسانسازی اکثريت دولتها به کاهش تنوع و تشويق رفتارهائی که بر ضد چندگانگی فرهنگی و تکثر زبانی ميباشند
ּ


- سير به سوی اقتصاد جهانی و بدنبال آن بازار جهانی اطلاعات ارتباطات و فرهنگ که باعث مختل گرديدن محيطهای مناسبات مشترک و گونه های تاثير متقابلی که انسجام درونی جمعيتهای زبانی را تضمين مينمايند ميشود
ּ


- مدل رشد اکونوميسيستی پيشنهاد شده توسط گروههای اقتصادی ماوراءملی که خواهان يکی نشان دادن کاهش کنترلهای دولتی با پيشرفت و فرديت گرائی رقابتی بوده و باعث ايجاد نابرابريهای جدی و فزاينده زبانی فرهنگی اجتماعی و اقتصادی ميگردد
ּ


- جمعيتهای زبانی در عصر حاضر از سوی عواملی مانند نداشتن حکومتهای ملی (خودگردان) خود نفوس محدود و يا جمعيتی که به لحاظ جغرافيائی قسما و يا کاملا پراکنده شده است اقتصادی شکننده زبانی استاندارديزه نشده و يا مدلی فرهنگی در ضديت با مدل فرهنگی مسلط در معرض تهديد قرار دارند
ּ اين عوامل ادامه حيات و گسترش بسياری از زبانها را عملا غيرممکن ميسازد مگر آنکه اهداف اساسی زيرين ملحوظ شوند:


ּּ) از ديدگاه سياسی هدف طراحی روشی برای سازماندهی تکثر و تنوع زبانی به گونه ای که به مشارکت موثر جمعيتهای زبانی در اين مدل توسعه جديد اجازه دهدּ


ּּ) از ديدگاه فرهنگی هدف تامين و ايجاد محيط ارتباطات جهانيای سازگار با مشارکت برابر همه خلقها جمعيتهای زبانی و افراد در روند توسعهּ


ּּ) از ديدگاه اقتصادی هدف تشويق پايدار توسعه بر پايه مشارکت همه و بر اساس احترام به تعادل محيط زيست جوامع و در روابط برابر بين همه زبانها و فرهنگهاּ


بنا به همه دلايل فوق الذکر اين اعلاميه مبداء حرکت خود را "جمعيتهای زبانی" و نه "دولتها" قرار ميدهد و ميبايست به اين اعلاميه در متن تقويت موسسات بين‌المللی قادر به تضمين نمودن توسعه برابر و پايدار همه جامعه بشری نگريست
ּ به همين دلايل همچنين از اهداف اين اعلاميه تشويق ايجاد چهارچوبی سياسی برای تنوع زبانی مبتنی بر احترام همزيستی هماهنگ و منافع متقابل ميباشدּ


عنوان مقدماتی: مفاهيم

ماده ١


١- اين بيانيه "جمعيت زبانی" را بدين گونه تعريف مينمايد: هر جامعه انسانی که به لحاظ تاريخی در "محيط سرزمينی" معينی فارغ از به رسميت شناخته شدن و يا نشدن آن سکنی گزيده و خود را به عنوان يک توده با هويت واحد دانسته و زبان مشترکی را به عنوان وسيله ای طبيعی برای ارتباط و هم بندی فرهنگی بين اعضای آن توسعه داده است
ּ تعبير "زبان خاص يک سرزمين" (زبان نياخاکی) به زبان جمعيتی که به شرح فوق در همچو محيطی سکنی گزيده باشد اطلاق ميشودּ


٢- اين اعلاميه مبداء حرکت خود را بر اين اصل قرار ميدهد که حقوق زبانی در عين حال و يکجا هم فردی و هم جمعی ميباشند
ּ در تعريف دامنه کامل حقوق زبانی اين اعلاميه مرجع خود را مورد يک جمعيت زبانی تاريخی در محيط سرزمينی خود قبول مينمايدּ و آنچه از اين محيط درک ميشود نه تنها گستره جغرافيائيای که جمعيت در آنجا زندگی مينمايد بلکه محيط اجتماعی و عمليای که برای توسعه و شکوفائی تمام و کمال يک زبان حياتی است ميباشدּ تنها بر اين اساس امکان دارد که حقوق زبانی گروههای ذکر شده در نقطه ٥ ام اين اعلاميه و حقوق افرادی که در خارج سرزمين زبانی خويش ميزيند را برحسب پيوستگی و درجه بندی تعريف نمودּ


٣- به منظور کاربرد در اين بيانيه گروههايی که دارای يکی از موقعيتهای زير باشند نيز متعلق به يک جمعيت زبانی و ساکن در سرزمين خود شمرده ميشوند:


الف- هنگامی که آنها از بدنه اصلی جمعيت خود توسط مرزهای اداری و يا سياسی جدا شده باشند
ּ


ب – هنگامی که در طول تاريخ در منطقه کوچک جغرافيائيای محصور شده توسط اعضاء جوامع زبانی ديگر تثبيت شده باشند
ּ


ج- هنگامی که در منطقه جغرافياييای که در آن با اعضاء جمعيتهای زبانی ديگری با سوابق تاريخی مشابه سهيم و شريکند تثبيت شده باشند
ּ


٤- اين بيانيه همچنين مردمان عشايری کوچرو در مناطق قشلاق-ييلاق خودشان و همچنين مردمان تثبيت شده در نواحی به لحاظ جغرافيايی پراکنده را به عنوان جمعيتهای زبانی در سرزمينهای تاريخی خود ميپذيرد
ּ


٥- اين اعلاميه "گروه زبانی" را بدين شکل تعريف مينمايد: هر گروه از اشخاص دارای زبان واحد که زبانشان در محيط سرزمينی جمعيت زبانی ديگری تثبيت شده اما دارای سابقه تاريخی برابری با اشخاص جمعيت مهمانپذير نبوده نباشد
ּ نمونه های اين چنين گروههائی مهاجرين پناهندگان اشخاص ديپورت شده و اعضای دياسپورا ميباشندּ

ماده ٢


١- اين بيانيه اعلام ميدارد که هرگاه گروهها و جمعيتهای زبانی گوناگون در سرزمين واحدی مشترک باشند حقوق مندرجه در اين اعلاميه ميبايست بر اساس احترام متقابل و به گونه ای اعمال شوند که دمکراسی به حداکثر اندازه ممکنه تضمين گردد
ּ


٢- در جستجو برای وصول به تعادل اجتماعی-زبانی رضايت بخش به عبارت ديگر به منظور ايجاد هماهنگی مناسب بين حقوق مربوطه چنين جمعيتها و گروههای زبانی و افراد متعلق بدانها عوامل مختلفی - علاوه بر سوابق تاريخی مربوطه آنها در سرزمينها و مطالبات آنها که به روشهای دمکراتيک بيان شده اند- ميبايد در نظر گرفته شوند
ּ اينچنين عواملی شامل ماهيت اجباری مهاجرتها که منجر به همزيستی جمعيتها و گروههای مختلف ميشود و همچنين درجه آسيب پذيری فرهنگی اجتماعی-اقتصادی و سياسی آنها ميگرددּ

ماده ٣
١- اين اعلاميه حقوق زير را به عنوان حقوق شخصی غيرقابل سلبی که در هر گونه شرايط امکان برخورداری از آنها وجود دارد قبول مينمايد:
- حق به رسميت شناخته شدن شخص به عنوان عضوی از يک جمعيت زبانی؛
- حق شخص برای استفاده از زبان خود در مکانهای خصوصی و عمومی؛
- حق شخص برای استفاده از نام خود؛
- حق شخص برای ايجاد مناسبات و پيوند با ديگر اعضای جمعيت زبانی مبداء خود؛
- حق شخص برای حفظ و گسترش فرهنگ خود؛
- و همه حقوق ديگر مربوط به زبان که در "عهدنامه بين‌المللی حقوق سياسی و مدنی ١٦ دسامبر ١٩٦٦ " و "عهدنامه بين‌المللی در باره حقوق اقتصادی اجتماعی و فرهنگی" به همان تاريخ به رسميت شناخته شده اند
ּ
٢- اين بيانيه اعلام ميدارد که حقوق جمعی گروههای زبانی علاوه بر حقوق فوق الذکر که تک تک افراد عضو گروههای زبانی از آنها برخوردار ميباشند در تطابق با شرايط تشريح شده در بند ٢
ּ٢ شامل موارد زير ميباشد:
- حق گروههای زبانی برای آموخته شدن زبان و فرهنگشان؛
- حق گروههای زبانی برای دستيابی به خدمات فرهنگی؛
- حق گروههای زبانی برای حضور برابر زبان و فرهنگهايشان در رسانه های ارتباطی؛
- حق گروههای زبانی در دريافت توجه و اعتناء نهادهای حکومتی و در روابط اجتماعی-اقتصادی تهيه شده به زبان خود
ּ


٣- حقوق فوق الذکر اشخاص و گروههای زبانی به هيچ طريقی نميبايست مانع برقراری مناسبات متقابل بين اينگونه اشخاص و گروههای زبانی با جمعيت زبانی مهمانپذير و يا ادغامشان در آن جمعيت گردد
ּ همچنين اين حقوق نبايد به محدود نمودن حقوق جمعيت مهمانپذير و يا اعضاء آن در کاربرد زبان خود جمعيت در سراسر فضای سرزمينی آن زبان منجر شودּ

ماده ٤


١- اين اعلاميه بيان ميدارد اشخاصی که به سرزمين جمعيت زبانی ديگری رفته در آنجا ساکن ميشوند حق دارند و موظف اند که نسبت به اين جمعيت (مهمانپذير) رفتاری همگرايانه از خود نشان دهند
ּ آنچه از اين بيان استنباط ميشود تلاشی اضافی است از سوی اينگونه اشخاص برای انسيت با اعضاء جمعيت مهمانپذير؛ به طرزی که در ضمن حفظ خصوصيات فرهنگی اصلی خويش ؛ مراجع ارزشها و گونه های رفتاری کافيای را با جامعه ای که در آن سکنی گزيده اند سهيم شوندּ اين امر آنها را قادر خواهد ساخت که به لحاظ اجتماعی و بدون مواجه شدن با مشکلاتی بيش از آنچه اعضای جمعيت مهمان پذير با آن مواجه اند کارآ عمل نمايند ּ


٢- اين اعلاميه از سوی ديگر بيان ميکند که يکسانسازی –آسيميلاسيون تعبيری به مفهوم اخذ فرهنگ جامعه ميهمان پذير به شکلی که خصوصيات فرهنگی اصلی با مراجع ارزشها و گونه های رفتاری جامعه مهمان پذير جايگزين ميگردند به هيچوجه نبايد تحميلی و يا جبری بوده و تنها ميتواند که محصول انتخابی تماما آزادانه باشد
ּ

ماده ٥

اين اعلاميه بر اين اساس استوار است که حقوق تمامی جمعيتهای زبانی مساوی و مستقل از موقعيت اين زبانها به عنوان زبان رسمی محلی و يا اقليتی بودن ميباشدּ در اين اعلاميه تعبيراتی مانند محلی و يا اقليتی بکار برده نشده اند زيرا - هرچند در بعضی موارد مشخص شناسانی زبانها به عنوان اقليتی و يا محلی ميتواند احقاق برخی از حقوق معين را تسهيل نمايد- با اينهمه اين و ديگر تعابير جرح و تعديل کننده غالبا برای اعمال محدوديت بر حقوق جمعيتهای زبانی بکار برده ميشوندּ

ماده ٦

اين اعلاميه اعلام ميکند که نميتوان تنها بر اين مبناء که يک زبان زبان رسمی دولت است و يا به طور سنتی برای مقاصد اداری و يا برخی از فعاليتهای فرهنگی مشخص در يک سرزمين بکار رفته است آنرا "زبان خاص سرزمين" بشمار آوردּ

عنوان اول: اصول عمومی

ماده &