|
حسن
صفری
جهت پي بردن
به اين مسئله،
طبيعتاً مقايسه
پتانسيل هاي دو
زبان فارسي و تركي
از ابعاد مختلف
لازم وضروري مي
باشد. گرچه در طول
تاريخ هم، بدفعات
هر دو زبان را با
يكديگر مقايسه
كرده و بر ارجحيت
تركي بر فارسي
اعتراف نموده
اند، اما ما مي
خواهيم طي اين
مقاله جايگاه
هر دو زبان را در
ايران و دنيا،
از ابعاد مختلف
مورد بررسي قرار
داده و پتانسيل
هاي جمعيتي اين
دو زبان و قابليت
هاي زبانشناختي
هر دو را مقايسه
و بر ارجحيت يكي
بر ديگري پي ببريم.
متأسفانه
در نتيجه تبليغات
مغرضانه رژيم
پهلوي و نيز ادامه
تبليغات مذكور
در دوره جمهوري
اسلامي كه كماكان
هم ادامه دارد،
ذهنيتي غير واقعي
و غلط از اين دو
زبان و جايگاه
آن دو در ذهن همه
آذربايجانيها
و ايرانيها ايجاد
شده است. اما با
نظري دقيق بر پتانسيل
هاي انساني و گستره
جغرافيائي اين
دو زبان و نيز بر
قابليت هاي زبانشناختي
هر دو، مي توان
بر اين مسئله پي
برد. لذا بعلت ضرورت
بررسي موضوع از
ابعاد مختلف مجبوريم
طي يك مقاله به
مسائل مختلف بپردازيم.
از لحاظ
تاريخي وقتي نظري
بر حضور اين دو
ملت ترك و فارس
درمنطقه مي اندازيم،
مي بينيم تمامي
اسناد و شواهد
تاريخي حكايت
از حضور اقوام
و طوايف التصاقي
زبان(ترك) از هزاره
هاي سوم و چهارم
قبل از ميلاد در
منطقه دارد. در
حاليكه برخي باصطلاح
عالمان و محققان
پان فارسيست بدون
در نظر گرفتن تمدنهاي
درخشاني كه قبل
از حضور اقوام
آريائي در منطقه
بوجود آمده اند،
ادعا مي كنند كه
گويا ترك ها از
قرن يازدهم به
آذربايجان مهاجرت
نموده اند. البته
آنها از اين كار
هدفي دارند و مي
خواهند با تحريف
تاريخ، هويتي
كاذب در تركان
آذربايجاني ايجاد
نمايند تا آنها
در مقابل سياست
آسيميلاسيون
حكومت ايران كمتر
از خود مقاومت
نشان دهند. منابع
تاريخي، آثار
و نوشته هاي بيادگار
مانده از تمدنهاي
منطقه حاكيست
كه هزاران سال
قبل از ورود اقوام
هندو اروپائي
و پارس به منطقه
در سرزمين فعلي
ايران، آذربايجان
و بين النهرين
تمدنهاي درخشاني
بوجود آمده بود
كه داراي منشاء
آسياني بوده و
زبانشان نيز التصاقي
بوده است.« حتي هزاره
هاي دوم و سوم قبل
از ميلاد كه اثري
از رد پاي اقوام
هند و اروپائي
در منطقه وجود
نداشت در آذربايجان
طوايف تركزبان
توروك، كومان،
قاشقاي، آذ، آذر،
سوبار، قوت و غيره
تشكيل دولت داده
و تمدن هاي درخشاني
ايجاد نمودند
كه بررسي آثار
و اسامي بيادگار
مانده از آنها
هم تركزبان بودن
همان طوايف را
به اثبات ميرساند.»1
علاوه از
اينكه تركها هزاران
سال قبل از حضور
فارسزبانها در
اين منطقه حضور
داشته اند حتي
بر اساس آمارهاي
رسمي و غير رسمي،
تركي آذربايجاني
هم، زبان اكثريت
اهالي ايران بوده
و مي باشد. بطوريكه
حتي برخي از پان
ايرانيستها و
طرفداران زبان
فارسي هم، بر اين
مسئله اعتراف
كرده اند. سيد احمد
كسروي سالها پس
از طرح و تبليغ
نظريه هاي دروغين
خود در آخر احساس
پشيماني و ندامت
نموده و در مقاله
ائي تحت عنوان«الغة
التركية في ايران»
مجبور به اعتراف
شده است. وي در آنجا
به صراحت بيان
مي كند، كه « اكثريت
اهالي ايران ترك
است، تركزبانان
ايران فرزندان
تركان باستانند،
تركي در ايران
زباني سراسريست
و تركي بر فارسي
برتري دارد.»2
«محمد رضا
شعار كه خود مخالف
زبان تركي در ايران
بود در كتاب خود
تحت عنوان ” بحثي
درباره زبان آذري“
مي نويسد كه از
22 ميليون( آنموقع
جمعيت ايران 22 ميليون
بود) جمعيت ايران
يقيناً بيش از
نصفش تركزبان
مي باشند»3
حال بيش
از هشتاد سال است
كه تركهاي ساكن
در ايران با وحشيانه
ترين ابزارها
و روشهاي آسيميلاسيون
تحت فشار قرار
گرفته و ميليون
ها نفر در نتيجه
اين روند، آسيميله
شده اند. اما باز
آمارهاي ارائه
شده حاكي از آن
است كه در حال حاضر
هم، تركهاي آذربايجاني
در ايران اكثريت
اهالي را تشكيل
مي دهند.
« بر اساس
اطلاعات منتشره
از طرف سازمان
ملل در سال 1998 جمعيت
ايران 000 758 65 نفر مي
باشد كه به 69 زبان
صحبت مي كنند. از
اينها 5/23 ميليون
نفر بزبان تركي
آذربايجاني،
22 ميليون نفر به
فارسي، 28/4 ميليون
نفر به لري، 25/3 ميليون
نفر به كردي، 2 ميليون
نفر به تركي تركمني،
2 ميليون نفر به
تركي قشقائي،
1/5 ميليون نفر به
تركي خراساني،
2/1 ميليون نفر به
عربي صحبت مي كنند.
بر اساس
اين آمار منتشره
از طرف سازمان
ملل آمار تركان
آذربايجاني،
تركمن، قشقائي،
خراساني، خلج،
قزاق، سنقر و ابيورد
در ايران سال
1998 جمعاً 5/29 ميليون
نفر بود كه امروزه
به بيش از 30 ميليون
نفر مي رسد.»4 بدينصورت
بر اساس اسناد
معتبر تاريخي،
آمارهاي رسمي
و حتي اعتراف هاي
خود پان ايرانيست
ها، ايران از قديم
الايام كشوري
تركزبان بوده
و امروزه هم ترك
ها در اين كشور
در حال اكثريت
مي باشند.
در عين حال
گستره جغرافيائي
ترك ها هم، در ايران
وسيعتر از فارس
ها مي باشد. فارس
هاي بومي در حدود
8- 7 استان حضور ندارند
در حاليكه ترك
هاي بومي در ايران
تنها در حدود 3-
2 استان يعني در
استانهاي كوچك
و كم جمعيت ايلام
و سيستان بلوچستان
حضور ندارند. ترك
ها از رودخانه
ارس تا اراك و همدان
همه اهالي استان
هاي آذربايجاني
را بخود اختصاص
داده اند و از اراك
و همدان تا خليج
فارس در برخي مناطق
بصورت اكثريت
و در ديگر مناطق
بصورت پراكنده
و همراه با فارس
ها، عرب ها، لرها،
كردها و غيره زندگي
مي نمايند كه از
لحاظ تعداد جمعيت
و گستره جغرافيائي
زبان تركي بمراتب
از حقانيت بيشتري
براي رسميت در
كشور نسبت به زبان
فارسي برخوردار
مي باشد. بطوريكه
حتي تركي از لحاظ
سراسري بودن هم،
در ايران مقام
اول را دارا مي
باشد.
با نگاهي
به تاريخ و آمارهاي
ارائه شده در خصوص
شمار جمعيت تركزبانان
و فارسزبانان
كشور و نيز نظري
بر گستره جغرافيائي
اين دو ملت در ايران
به اين نتيجه مي
رسيم كه زبان تركي
از جايگاه والا
و برتري نسبت به
فارسي برخوردار
بوده و حقانيت
تركي براي رسميت
در ايران از فارسي
بيشتر مي باشد.
ضمناً در دنيا
هم تركي آذربايجاني
نسبت به فارسي
جايگاه برتري
دارد. بطوريكه
براساس آمار ارائه
شده از طرف سازمان
ملل شمار تركان
آذربايجاني در
ايران حدود 30 ميليون
نفر مي باشد كه
با احتساب آذربايجاني
هاي قفقاز در جمهوري
هاي آذربايجان،
گرجستان، داغستان،
روسيه، تركيه
و عراق شمار تركهاي
آذربايجاني در
جهان به حدود 50
ميليون نفر مي
رسد. در حاليكه
بر اساس گزارش
سازمان ملل شمار
فارس ها در ايران
22 ميليون ذكر شده
كه ما آنرا 25 ميليون
در نظرمي گيريم.
در عين حال جمعيت
افغانستان هم
بعنوان يك كشوري
كه فارس هاهم در
آنجا زندگي مي
كنند در اطلس گيتاشناسي
سال 1375 چاپ تهران
000 900 16 نفر ذكر شده
كه ما 20 ميليون
در نظر گرفته و
با احتساب فارس
ها و هزاره هاي
مغولي نژاد كه
جمعاً 6/36 (8/7+5/28) درصد
جمعيت افغانستان
را تشكيل مي دهند
كلاً فارسهاي
افغانستان را
000 026 7 نفر در نظر مي
گيريم. درحاليكه
در كتاب افغانستان،
مجموعه مقالات
، چاپ سال 1376 تهران
شمار تاجيك ها
000 500 3 نفر ، شمار فارسيوان
ها 000 600 نفر و شمار
هزاره ها000 000 1 نفر
ذكر شده كه جمعاً
000 100 5 نفر مي گردد.
5
در عين حال
يكي ديگر از كشورهاي
فارس نشين تاجيكستان
مي باشد كه از 6
ميليون جمعيتش
62 درصد6 يعني
000 720 3 نفر فارس مي
باشند. در ازبكستان
هم تاجيك ها 8/4 درصد7
يعني نزديك به
يك ميليون از اهالي
را تشكيل مي دهند
كه با جمع بندي
همه فارسهاي ذكر
شده مي توان گفت
كه در دنيا كمتر
از 000 980 36 نفر فارس
زبان زندگي مي
كند. اين رقم كمي
بيش از شمار تركهاي
ساكن در ايران
مي باشد. در حاليكه
تنها شمار ترك
هاي آذربايجاني
دنيا به حدود 50
ميليون نفر مي
رسد كه علاوه از
ايران و آذربايجان
اكثراً در كشورهاي
تركيه، روسيه،
گرجستان، جمهوري
خود مختار داغستان
و عراق زندگي مي
كنند.
با اين حساب
معلوم مي گردد
كه با زبان فارسي
تنها مي توان با
دو كشور عقب مانده
ائي چون افغانستان
و تاجيكستان ارتباط
برقرار كرد در
حاليكه با زبان
تركي آذربايجاني
مي توان با كشورهاي
تركيه، آذربايجان،
تركمنستان، ازبكستان،
قزاقستان، قرقيزستان،
قبرس، جمهوري
هاي خودمختاري
چون تاتارستان،
باشقيرستان،
چوواشستان، خاكاس،
تووا، آلتاي،
تركستان شرقي
و غيره ارتباط
برقرار كرد. بعبارت
ديگر فارسزبان
هاي دنيا به 40 ميليون
نفر هم نمي رسند
اما تركزبان هاي
دنيا بيش از 200 ميليون
نفر مي باشند و
در واقع با زبان
تركي شش برابر
بيشتر مي توان
با مردم دنيا ارتباط
برقرار كرد. زبان
تركي علاوه از
ديگر برتري هايش
از لحاظ جمعيتي
شش برابر از امكانات
بيشتري نسبت به
فارسي برخوردار
مي باشد.
علاوه از
برتري هاي جمعيتي
و گستره جغرافيائي
زبان تركي بر فارسي
در داخل ايران،
منطقه و جهان كه
خود دليلي مهم
براي حقانيت رسميت
اين زبان در ايران
مي باشد در عين
حال خود زبان تركي
هم از جهات مختلف
زبانشناسي و ساختار
زباني بمراتب
نه تنها برتر از
فارسي بلكه برتر
از تقريباً تمام
زبان هاي موجود
در دنيا مي باشد
كه ما در اين مقال
كوتاه مجبوريم
تنها به برخي موارد
اشاره كنيم.
دانشمند
و تركولوگ مشهور
آذربايجاني
پروفسور جواد
هيئت در كتاب
« مقايسة اللغتين»
هر دو زبان فارسي
و تركي آذربايجاني
را از لحاظ زبانشناسي
و از ابعاد مختلف
بررسي نمود ودر
تمامي موارد
بر برتري تركي
نسبت به فارسي
اشاره مي كند. وي
در صفحه 22 كتابش
مي نويسد: ناگفته
نماند با آنكه
لغت باعث غناي
زبان است ولي غناي
زبان بيشتر تابع
تحرك و قابليت
لغت شناسي، افاده
و بيان مفاهيم
مجرد و همچنين
تنوع بيان و قدرت
بيان تفرعات و
تفاوتهاي جزئي
( نوآنس) كلام است.
با در نظر
گرفتن مراتب فوق
نوائي و بسياري
از شرقشناسان
معتقدند كه نثر
زبان تركي براي
بيان انديشه و
مفاهيم و موضوعات
مختلف علمي، فلسفي،
اجتماعي و... رساتر
و مناسبتر از بسياري
زبانهاي ديگر
است.
در زبان
فارسي واژه هاي
بسيط سخت گرفتار
كمبود است زيرا
بيشتر آنها بمرور
زمان رها گشته
و از ياد رفته است.
واژگان فارسي
براي مفاهيم علمي
مجهز نيست و مترجمان
ايراني بيش از
همه اين درد جانكاه
را احساس مي كنند
و از اين عذاب مي
برند... خوانندگان
هم همواره از مترجمان
و ترجمه هاي فارسي
ناخشنودي مي نمايند.8
افعال تركي
بقدري وسيع و متنوع
اند كه در كمتر
زباني نظير آنها
را مي توان يافت.
گاهي با يك فعل
تركي انديشه و
مفهومي را مي توان
بيان نمود كه در
زبان فارسي و زبان
هاي ديگر نياز
به جمله و يا جملاتي
پيدا مي كند. از
طرفي وجود پسوندهاي
سازنده سبب شده
كه قابليت لغت
سازي براي بيان
مفاهيم مختلف
و تعبيرات جديد
بسيار زياد است.9
زبان تركي
در عين حال با قاعده
ترين زبانهاست
و نيز غناي اين
زبان حكايت از
قدمت تاريخي بسيار
ديرين مي كند كه
در اين دوران مديد
بدينصورت مكمل
شكل گرفته است.
در زبان تركي
000 24 مصدر و 44 زمان
وجود دارد. در حاليكه
در مقابل آن فارسي
تنها از 12 زمان
برخوردار مي باشد
و از اين مسئله
مي توان بر تاريخ
كم قدمت زبان فارسي
پي برد.10
بر اساس
تحقيقات انجام
گرفته احتمال
مي رود زبان تركي
مادر حدود 400 6 سال
قبل از ميلاد بوجود
آمده باشد.11
تصادفي
نيست كه سازمان
بين المللي علمي
و فرهنگي يونسكو
زبان تركي را سومين
زبان زنده و با
قاعده دنيا معرفي
كرده و زبان فارسي
رتبه 261 را بر خود
اختصاص داده و
بعنوان سي و دومين
لهجه عربي از طرف
اين سازمان معرفي
گرديده است.12
اطلاعات
اخذ شده از ديگر
مراكز زبانشناسي
بين المللي ديگر
هم در رابطه با
اهميت زبان تركي
نسبت به زبانهاي
ديگر جالب مي باشد
كه به قسمت هائي
ازاطلاعات منتشره
از مؤسسه آ. ام.
آ. ت. 2002 كه در اروپا
و آمريكا واقع
بوده و تحت مديريت
برجسته ترين زبانشناسان
اداره مي شود در
همين خصوص اشاره
مي كنيم.
يكي از مزيت
هائي كه در عصر
جديد، زباني را
از زبان هاي ديگر
متمايز مي كند
مناسب بودن قابليت
هاي قواعدي آن
به نيازهاي علمي
و تكنولوژيكي
عصر مي باشد. در
عين حال از لحاظ
حالت معكوس پذيري
از طريق فرمولهاي
رياضي« زبان تركي
را شاهكار زبان
معرفي كرده اند
كه علناً اين مسئله
را اعلام كرده
اند كه براي ساخت
آن از فرمول هاي
بسيار پيچيده
استفاده شده است
كه يكي از اين افراد
خانم نيكيتا هايدن
متخصص زبانشناسي
سرشناسي آلماني
در مؤسسه اروپائي
” يورتوم“ گفته است
كه انسان در آن
زمان قادر به توليد
اين زبان نبوده
و موجودات فضائي
اين زبان را خلق
و يا خداوند به
پيغمبران خود
عاليترين كلام
ارتباطي را ياد
داده است... در حاليكه
در اين مورد براي
زبان عربي خطاي
موردي 45 درصد و
براي زبان فارسي
100 درصد است. يعني
نمي توان زبان
فارسي را با فرمول
هاي زبان شناسي
به زبان ديگري
تبديل كرد.»13
هم اينك
زبان تركي عملاً
در بيشتر پروژه
هاي بين المللي
جا باز كرده است.
بنا به گزارش مجله
International
Languages
چاپ آلمان
و مجله Science New چاپ آمريكا
:
«- كليه ماهواره
هاي هوا شناسي
و نظامي اطلاعات
خود را به زبان
هاي انگليسي،
فرانسوي و تركي
به پايگاههاي
زميني ارسال مي
كنند.
-
پيچيده
ترين سيستم عامل
كامپيوتري 8/052 و
معموليترين ويندوز
زبان تركي را بعنوان
استاندارد پايه
فنوتيكي قرار
داده اند و اين
در حالي است كه
زبان عربي را به
عنوان اجزاء سطحي
در تنظيمات محاوره
اي ايجاد كرده
اند كه اصلاً مسئله
علمي نيست و مي
توان گفت يك حالت
ظاهري دارد چونكه
هر كاري مي كنند
فونت آنان و كلمات
توليدي اصلاً
همخواني ندارد
و عملاً نيز شاهد
هستيم.
-
كليه اين
سيستم هاي ايونيكي
و الكترونيكي
هواپيماي تجاري
از سال 1996 به سه زبان
انگليسي، فرانسوي،
تركي در كارخانه
بوئينگ آمريكا
مجهز مي شوند.
-
كليه اطلاعات
ارسالي از رادارهاي
جهان به سه زبان
علائم پخش مي كنند.
-
كليه سيستم
ها و سامانه هاي
جنگنده قرن 21 جي
– اس –اف كه بتعداد
7 هزار فروند در
حال توليد است
به دو زبان انگليسي
و تركي طراحي شده
اند. آمريكا كشور
تركيه را بخاطر
توان بالاي هوا،
فضا در سال 2001 بعنوان
نخستين شريك تمام
عيار با 19 درصد
سهام قبول كرد
و كشورهاي آلمان
و سوئد را رد كرد.».
14
با اين مقايسه
مختصر اما همه
جانبه دو زبان
فارسي و تركي و
پي بردن به برتري
زبان تركي بر فارسي
و نيز با نظري گذرا
بر امكانات زبان
تركي كه ديگران
هم اعتراف مي كنند،
معلوم مي گردد
كه خداوند چه نعمت
بزرگي را بر آذربايجاني
ها اعطا كرده است
و از هر جهت تركي
از حقانيت به مراتب
بيشتري براي رسميت
در ايران برخوردار
مي باشد. اما متأسفانه
با اينكه تركها
در طول تاريخ حتي
برزبان فارسي
دايگي كرده و آنرا
از مرگ حتمي نجات
داده اند اما با
به حاكميت رسيدن
رضا شاه در ايران
زبان نصف جمعيت
كشور يعني تركها
كه مستحق رسميت
در ايرن بود قدغن
شد و آنها(تركها)
از هر جهت مورد
تبيض قرار گرفتند.
در عرض هشتاد سال
جهت از بين بردن
اين زبان با اين
همه مزيتهايش،
از تمام امكانات
كشور و خود مردم
استفاده كرده
چنان ضربات سختي
بر پيكره زبان
تركي آذربايجاني
وارد كرده اند
كه شايد جبران
آن امري ناممكن
باشد و ظلمي كه
در جهت محو معنوي
تركها مرتكب شده
اند جز نسل كشي
معنوي چيزي نتوان
ناميد. در عرض اين
هشتاد سال ميليون
ها ترك آذربايجاني
عملاً در نتيجه
سياست آسيميلاسيون
زبان خود را از
دست داده و زبان
تركي آذربايجاني
از روند شكوفائي
طبيعي در تمام
زمينه هاي علمي،
ادبي و غيره باز
مانده است كه شايد
با قدغن كردن فارسي
ورسمي كردن تركي
در ايران بمدت
|